*
321-
*
ناتوانی کرده ایم
ما نه پیری نه جوانی کرده ایم
خویش را بیجا پسندیده به دنیای خیال
بیشتر بر عشق خانی کرده ایم
کار ِ فانی کرده ایم
*
322-
*
عاشقی که راقی اَست
پیش تو فرسوده و اوراقی اَست
میل بر سازش ندارم بس کن ای دنیا، هنوز
از دلِ زخمی که دست ِ ساقی اَست
چند بخیه باقی اَست
*
323-
*
گفت یک انسان مرا
من رئیسم ، داده اند امکان مرا
نام و کارم اوج گیرد خواستم، حتّی اگر
می شود یار و معین شیطان مرا
قدرتِ حیوان مرا
*
324-
*
همدل و همدرد باش
لااقل یک روز هم تو زرد باش
با چناری لُخت زیرِ برف خلوت کن شبی
گاه ای سرو از زمانه سرد باش
عاشقی شبگرد باش
*
325-
*
عشق در فریادها
عقل را گاهی دهد بر بادها
دل در آتش آنچنان سوزد که حتّی زیر برف
خامُشی نتوان به هر امدادها
محضر صیّادها
*
326-
*
عشق می دانید چیست؟
عشق در پیراهن و شلوار نیست
عشق چون خونست اندر قلب، کز فقدان ِ او
مرده و زنده برای دل یکیست
ای رفیق! آرام ، ایست!
.
.
.
*
ایضاح:
دوستانی که تمایل دارند به اطلاعات بیشتری در خصوص قالب های عروضی سبک زلال# دست یابند به آدرس زیر تشریف ببرند:
Galebezolal500.blogfa.com
زلال پند فارسی...ما را در سایت زلال پند فارسی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 23